عبور از خط قرمز نوجـــوان ممنـــوع با برقراری یک ارتباط خوب

بالا رفتن سن ازدواج به طور طبیعی پیامدها و تبعاتی در پی دارد که هم دامن فرد را می گیرد، هم اطرافیان او را. در این بین یکی از حساس ترین و مهم ترین آثار این مسئله، فاصله سنی قابل توجه والدین و فرزندان است.امروزه شاهدیم کودکان خردسال در آغوش مادران بالاتر از ۳۰ سال قرار می گیرند، کودکانی که دوره نوجوانی خود را در دوره میانسالی والدین شان خواهند گذراند، یعنی زمانی که تحرک، هیجان و انرژی فراوان آن ها همراهی شورانگیز پدر و مادر را می طلبد معمولا با بی حوصلگی والدین روبه رو می شوند!

دکتر علی پژوهنده، روان شناس تربیتی و مشاور نوجوانان با اشاره به این نکته که اگر نوجوان را مانند یک دستگاه فرض کنیم، کاربری که با این دستگاه می خواهد کار کند باید شرایط خاصی داشته باشد، گفت: البته باید دانست این شرایط خاص بیشتر نرم افزاری است، یعنی فردی که با نوجوان تعامل و ارتباط دارد باید به دانش و مهارت هایی مجهز باشد که بتواند با این دستگاه خوب کار کند، در غیر این صورت هم به دستگاه آسیب می رساند و هم خودش عصبانی و ناکام می شود، گرچه تشبیه یک نوجوان به دستگاه یک اشتباه بزرگ است زیرا او یک موجود هوشمند است که می تواند واکنش نشان بدهد، منفعل نیست و واکنش های او قابل برنامه ریزی نیست.

او درباره رفتار ما فکر می کند و بعد واکنش نشان می دهد.وی ادامه داد: در این جا ۲ مسئله وجود دارد؛ یکی خصوصیات کاربر است یعنی کسی که قرار است با نوجوان در ارتباط باشد و دیگر این که فرد چه پیشینه و چه تاریخچه زندگی دارد و چه واکنشی به اتفاقات و رفتارها نشان می دهد.به صورت کلی نوجوان شرایط بی ثباتی دارد و ممکن است هر روز یک عقیده و رفتار متفاوت از او ببینیم. این بی ثباتی هیجانی و شناختی، نشان دهنده مرحله گذار از کودکی به بزرگسالی است که هنوز هیجانات و اعتقادات محکم و ثابت نیست.

نیازهای نوجوان را بشناسیم

این متخصص افزود: افراد بسیاری را در بین استادان، مدیران یا افراد دیگر می بینیم که با وجود سن زیاد به خاطر برخورداری از مهارت های ارتباطی بالا، نوجوانان زیادی را به سوی خود جذب کرده اند ولی نکته مهم و قابل توجه این است که گاهی می بینیم همین افراد که با نوجوانان ارتباط خوبی برقرار می کنند با فرزند نوجوان خود دچار مشکل می شوند!این امر نشان می دهد که این فرد مهارت ارتباطی دارد ولی یک مشکل شخصی وجود دارد که نمی تواند از آن مهارت در ارتباط با فرزند خود استفاده کند.در واقع او دچار نوعی بازداری می شود و تمام مهارت هایش را کنار می گذارد و به احساسات خودش توجه می کند و براساس آن ها عمل می کند. باید توجه داشت که این احساسات مانند تیغ دولبه است که ممکن است گاهی رابطه را محکم کند و گاهی آن را زخمی سازد.

روان شناس تربیتی در ادامه به والدین توصیه کرد: برای برقراری ارتباط خوب با نوجوانشان و ایجاد تغییر در او این اصل مسلم را بپذیرند که نمی توان یک آدم و سبک زندگی او را کنترل کرد مگر آن که خود او بخواهد تغییر کند.برای فهمیدن این که چه طور می توان در دل نوجوان نفوذ کرد؟ باید بدانیم فرزندان ما در هر سنی به ویژه دوره نوجوانی نیازهای خاصی دارند که رفتارهایشان را هدایت می کند، البته باید مراقب باشیم از خط قرمز رابطه هایمان عبور نکنیم، یعنی با توجه به این که نیاز به عشق و تعلق در او زیاد است، مراقب باشیم به دوستانش توهین نکنیم و به آن ها برچسب نزنیم. این کار باعث ایجاد فاصله می شود، زیرا اگر کسانی که مورد علاقه او هستند، برای ما منفور شده اند، به این ترتیب ما هم در فهرست سیاه او قرار می گیریم.

۵ خط قرمز نوجوان

پژوهنده سپس به ۵ خط قرمز در ارتباط با نوجوان اشاره کرد و افزود: ۵ خط قرمز در این ارتباط همان نیازهای نوجوان است. نیازهای اساسی او را بشناسیم و سعی نکنیم جلوی آن ها را بگیریم، بلکه کمک کنیم راه بهتری را انتخاب کند.

این نیازها عبارت است از:۱- نیاز به عشق و تعلق۲- نیاز به آزادی۳ نیاز به قدرت۴- نیاز به سرگرمی۵- نیاز به بقا

برای به دست آوردن اطلاعات جامع تر در این باره خواندن کتاب «نظریه های انتخاب» اثر «گلاسر» ترجمه دکتر علی صاحبی، ی تواند کمک کننده باشد. به صورت خلاصه عشق و تعلق، نیاز به ارتباط و دوست داشتن و دوست داشته شدن است که در ارتباط با پدر و مادر، دوست و …در نوجوان ایجاد می شود.نیاز به آزادی، همان است که فرد دوست دارد تصمیم گیرنده نهایی باشد و کسی او را کنترل نکند. نیاز به قدرت در واقع نیاز به پیشرفت و احساس ارزشمندی است این که فرد بتواند برای خود برنامه ریزی کند، مسائل جدید را یاد بگرد و امور خود را کنترل کند.

نیاز به سرگرمی، لذت بردن از زندگی است.نیاز به بقا هم به مسائل سلامت و بهداشت بستگی دارد و هر چیزی که به این موضوع ربط پیدا کند مثل مسائل مالی و …اما دو نیاز از اهمیت ویژه ای برخوردار است و آن عشق و آزادی است.بسیار مهم است که مانند بچه با او رفتار نشود، اگر والدین به این ۵ نیاز به ویژه عشق و آزادی توجه کنند، می توانند ارتباط مطلوبی با نوجوان برقرار کنند.

اندازه واقعی اختلاف سنی والدین و نوجوان!

این مشاور ادامه داد: به لحاظ تئوریک می گویند اگر فاصله سنی والدین و نوجوان زیاد باشد، نمی توانند او را درک کنند. در قرن اخیر فاصله سنی ۱۰ سال به معنای تفاوت نسلی است، یعنی مسائل و تغییراتی که در این ۱۰ سال رخ می دهد شاید به اندازه تغییرات طی ۵۰ سال در قرن گذشته یا به اندازه مثلا ۲۰۰ سال در ۲ قرن گذشته باشد.امروزه به خاطر وسعت دنیای اطلاعات و ارتباطات، انسان ها تفاوت های زیادی پیدا می کنند، کسی که یک ساعت در اینترنت به سر می برد نسبت به کسی که این کار را نمی کند، بسیار جلوتر است، حال در نظر بگیرید والدینی که ۳۰ سال با فرزند نوجوان خود فاصله سنی دارند.

به خصوص اگر به روز نباشند و خود را با مسائل دنیای جوان آشنا نکنند، چقدر از آن ها عقب می مانند. دنیای مجازی، رایانه و نرم افزارهای مختلف و بسیاری فضاهای دیگر که نوجوان را در معرض اطلاعات جدید زیادی قرار می دهد که والدین از آن ها بی خبرند، فاصله نوجوان با والدین را بیشتر می کند که این امر مشکلات زیادی به وجود می آورد.پژوهنده مشکل دیگر را سرعت رشد عاطفی نوجوانان امروز دانست و چنین توضیح داد: مراحل رشد روانی- عاطفی در دنیای نوجوان امروز سریع تر طی می شود به همین علت امروز بچه ها در سنین پایین تر معنای عشق را درک می کنند و درگیر ارتباطات خارج از خانه می شوند.

یک دلیل عمده آن تهاجم فرهنگی، ارتباطات مجازی و شبکه های اجتماعی است، دلیل دیگر وسعت آزادی بچه هاست که ارتباطات زیادی در خارج از خانه و بدون اطلاع خانواده ها دارند.والدین ممکن است احساس کنند که بچه های این زمانه جری تر و گستاخ تر شده اند و فکر می کنند باید در برابر فرزندشان بایستند و مانع او بشوند ولی باید توجه کنیم و بدانیم که نباید با او مقابله کرد، بهتر است برای نزدیک شدن و مراقبت از او راه دیگری انتخاب کرد.

مردی که عاشق تان باشد، حتی می تواند در سخت ترین روزها هم کنار شما بماند و در روزهای بیماری هم از شما خسته نشود. مرد ها یک زن همیشه زیبا و سالم نمی خواهند. بلکه زنی را دوست دارند که بیمارنما و ژولی پولی نباشد و اهمیت کافی را به سلامت و زیبایی اش بدهد. اگر هنوز هم منظور مان را نفهمیده اید، چند شکایت اصلی مرد ها از همسرشان را بخوانید:

دوست ندارم همسرم کار کند. چون خسته و بدبو از سرکار برمی گردد و دیگر حتی حوصله یک دوش گرفتن مجدد را هم ندارد. ساعات زیبایی و مرتب بودنش، تنها اول صبح است و بدبویی و خستگی اش را برای من به خانه می آورد.

اشتیاق زیادش به غذا خوردن نه تنها خوشحالم نمی کند، بلکه برایم عذاب آور هم شده. نمی دانم خودش را نمی بیند؟ متوجه نیست که چطور هر روز وزنش بالاتر می رود و مجبور می شود لباس های قدیمی اش را کنار بگذارد؟

همسرم ۱۰ نوع سشوار و اتوی مو دارد اما هر روز باید با موهای وز شده ببینمش. حسرت دیدن یک لباس خانه هماهنگ و آراسته به تنش، بر دلم مانده. تنها وقتی که مهمان داریم می توانم به آراسته بودنش امیدوار باشم.

مردها چه فکر می کنند؟

مردها از زنانی که به بهداشت، سلامت و زیبایی شان اهمیت نمی دهند، بیزارند. شاید یک زن هم از هپلی بودن همسرش آزرده شود اما آسیبی که یک مرد از این ماجرا می بیند به مراتب بیشتر است؛ چراکه مردها در جریان این ارتباط، بیشتر تابع چشمشان هستند. شاید دیدن یک لباس خوشرنگ، مرتب و یک خانه تمیز، بیشتر از هر چیز دیگری بتواند آنها را دلگرم کند اما شکایت هایی که در بالا گفته شد، کافی است تا یک مرد عاشق هم به یک مرد سرد تبدیل شود.

چرا زن ها به اینجا می رسند؟

بسیاری از زن ها در درک مفهوم «صمیمیت» دچار مشکل هستند. آنها بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک، به بهانه صمیمی بودن با همسرشان، رسیدن به خود و شادابی شان را فراموش می کنند. اگر شما هم در چنین موقعیتی قرار دارید، نباید این اصل را فراموش کنید که برای یک مرد، هر روز روزی تازه است و تنها با تازه نگه داشتن این زیبایی های کوچک است که می توانید دل این موجود مریخی را به دست بیاورید.

هرگز از مردی به طور مستقیم و به شكلی كه بخواهید توانایی های او را زیر سوال ببرید،از او انتقاد نكنید این نوع انتقاد مانند آن است كه بخواهید نسبت به زیبایی یك زن انتقاد كنید.آنان حتی نصیحت و توصیه های شما را به عنوان نشانه ای بر بی اعتمادی شما نسبت به خودشان تعبیر می كنند.مردان به همان اندازه نسبت به توانایی ها مردانه و استعداد خود وابسته اند كه شما نسبت به دلبری و توانایی های زنانه خود تكیه دارید. میزان وابستگی مردان به توانایی هایشان تا حدی است كه حتی مواقعی هم كه اشتباه می كنند نمی خواهند عذر خواهی كنند وبیشتر سعی دارند

هیچگاه مردان نمی توانند مانند زنان به جزئیات امور،آگاهی یابند. بنابراین به هنگام تغییراتی مانند آرایش و غیره بی توجهی مرد را دلیل بی محبتی او ندانید.

موضوع را با وسیله ای توجیه كنند.

در مواقع مشاهده ناتوانی و اشتباه در مردان بهتر است،موضوع را به شكلی بیان كنید كه بخواهید او را كم تقصیر جلوه دهید و گناه كار را بر گردن عوامل دیگر بیندازید تا او خودش ناچار شود اعتراف كند كه مشكل كار در چه بوده است.

هرگز نخواهید از راه موفقیتهای مالی و اجتماعی، به مرد مورد علاقه خود شخصیت بدهید،بدون آنكه نشان دهید او را به خاطر خودش دوست دارید.یا عاشق توانایی های مردی شوید، بدون آنكه خودش را دوست داشته باشید.موفقیت ها و توانایی های یك مرد ابزار پیشرفت اجتماعی او به حساب می آیند كه لزوماً این ابزار در زندگی شخصی و در راه ارتباط با زنان، وسیله های مناسبی به حساب نمی آیند.

گاهی مردان در حرف زدن،شعر خواندن و رفتاری كه مربوط به احساسات است،ماهر می باشند اما همین مردان هم، توانایی بیان احساسات خود را ندارند.اینگونه افراد،با زبان سر آگاه هستند اما با زبان دل بیگانه اند.

.مردان هم دارای احساس مشابه با شما هستند.تنها قدرت بیان آن را ندارند و این وظیفه شما است كه هنر ابراز احساسات و محبت را به مردان بیاموزند.

برخلاف زنان مردان دوست ندارند به اشتباهات خود اعتراف كنند و پیشنهاد و نصیحت زنانه را حمله انتقادی تلقی می نمایند.همچنین آنان از احساسی برخورد كردن زنان در برابر مشكلات ناراحت شده ، دوست دارند مشكلات از راه اصولی حل شود.بنا بر این به هنگام بروز مشكلات، طبیعی است كه، مردان در فكر فرو میروند و زنان رفتار احساسی از خود بروز می دهند.

مهمترین اصل در مردان این است كه، مردها كمتر از زنان به عشق و روابط عشقی اهمیت می دهند.دلیل آن هم این است كه مردان هویت خود را از ناحیه شغل و موفقیتهای اجتماعی تعریف می كنند و زنان بر اساس روابط عشقی خویش. كه این مسئله تا حدودی باز می گردد به ساختار مغزی مرد و نوع تربیت او، بنابراین به مردان اجازه دهید، تا موقعیتهایی همچون كار و فعالیتهای مختلف را در اولویت برنامه های خود قرار دهند تا بتوانند با حل آنها، تفكر خود را به سمت احساسات و عواطف سوق دهند.اما هر گز به آنها اجازه ندهید تا روابط عاطفی شما را هم فدای كار و فعالیت خود كنند.

لذا توصیه میکنیم :

به مردان قدرت دهید تا صمیمیت شان فوران کند.

مرد را حلال مشکلات بدانید.

مرد را تأیید کنید. به او اعتماد کنید.

مرد عاشق تشویق است.

مرد دوست دارد که از او قدردانی شود.

مرد باید ستایش شود.

مرد را مطلقاً سرکوفت نزنید.

مرد را با اندرز دادن و نصیحت کردن از خود نرانید.

با مردها خیلی صحبت نکنید. اگر ساکت است به سکوت نیاز دارد.

اگر جایی قدرت مردی را نادیده بگیرید تا آن را مورد انتقاد قرار دهید مرد کلافه می شود و از شما متنفر می گردد و رشته های صمیمیت از هم گسسته می شود شما می پندارید واقعیت را می گوئید! این درست، ولی هزاران مشکل می آفرینید.

سوال کردن از مرد خشمگین، بر شدت خشم او می افزاید.

راه محبت به مرد قدردانی و تشکر از او و راه دیگر نادیده گرفتن اشتباهاتش است.

تشکر و قدردانی از تصمیمات و اقدامات مرد و نادیده انگاشتن اشتباهات او، راه مستقیم نفوذ به قلب مرد است.

مردها نیاز دارند از کارشان تشکر شود این مهر و حمایتی است که مرد از زن انتظار دارد.

مردها در سکوت به هدف های خود می رسند و احساس امنیت خاطر بیشتری می کنند. با شستن اتومبیل و یا ورزش کردن می توانند در سکوت، افکار خود را منظم کنند.

وقتی مرد همسرش را درک می کند با او وقت بیشتری را می گذراند.

زمانی که مردی احساس می کند که نمی تواند خودی نشان بدهد و موفقیت داشته باشد به خود خواهی های

مردان چون به راحتی زنان نمی توانند احساسات خود را بروز دهند خیلی موارد رفتار درونی خود را با عصبانیت نشان می دهند. خیلی مواقع خودشان هم دلیل رفتارشان را نمی دانند.

گذشته اش بر می گردد.

باید به مردها بفهمانیم که مورد قبول هستند، آن موقع انتقاد یا پیشنهاد را می پذیرند.

مردها با خونسردی و کوچک جلوه دادن مشکل، با یکدیگر همدردی می کنند.

این حالت مختص مردان است: مردان ممکن است از هر نوع مساله ای که باعث بحث و دعوا شود دوری می کنند.

رمز به کمال رساندن مرد این است که یاد بگیریم چگونه محبت مان را از طریق احساساتمان بیان نماییم نه از طریق رفتارمان.

فراموش نکنید: مردان، وقت شناسی،رفتار غیرآمرانه،خلاصه گویی،به صراحت سخن گفتن،استفاده از کلمات صحیح را بهتر می پذیرند.

مردها را بهتر بشناسید قدیمی ها ضرب المثلی دارند كه می گوید : «پنج انگشت دست یكجور نیستند.» این جمله بسیار تامل برانگیز است. وقتی پنج انگشتی كه دارای یك شكل و یك جنس هستند با هم فرق می كنند چگونه می توان توقع داشت كه دو چیز با ظاهر و جنسی كاملاً متفاوت، یكی باشند و با هم مو نزنند.

یكی از مصادیق این مسئله ارتباط زن و شوهر با یكدیگر است. در واقع چون دختر و پسر هر یك در وادی متفاوتی از هم بزرگ شده و تربیت یافته اند، وقتی با هم ازدواج می كنند و یكی می شوند به دلیل تفاوت هایشان دچار مشكلات عدیده ای شده و گاه به همین دلیل شیرینی زندگی مشتركشان رو به تلخی و جدایی میگراید. مهمترین راه مقابله با این مشكل و رفع آن از دید بسیاری از متخصصین امر خانواده شناخت جنس مخالف است. به همین دلیل بر آن شدیم تا در این مقاله اخلاق و روحیات مردان را بیشتر ارزیابی و شناسایی نماییم تا با بدین وسیله بسیاری از افراد قبل از ورود به زندگی مشترك، ‌بسیاری از نقاط ضعفشان را حل نمایند.

۱٫تشكر و قدردانی: یكی از اخلاقیات مرسوم میان انسان ها این است كه اگر فردی برای دیگری كاری هر چند كوچك انجام دهد فرد مقابل قطع و یقین از وی تشكر و سپاسگذاری می نماید. اما متاسفانه این مسئله مهم گاه در زندگی زناشویی فراموش می شود و زن و مرد مدتی پس از عقد كه دیگر خودمانی می‌شوند از یاد می برند كه از یكدیگر تشكر کنند.

یادمان باشد وقتی از مردها به خاطر کارهای کوچک و بزرگشان تشکر می کنیم، هم مُهر تأییدی بر مردانگی شان زده ایم و هم به آنها نشان داده ایم كه همچنان زحمات و موهبتهایش را می بینیم و ارج می نهیم.

قدردانی از مردها به آنها شوق و نیرویی جدید برای کار کردن می دهد.

۲٫اجتناب از مقایسه: مقایسه كردن مردها با دیگران وحشتناك ترین كاری است كه خانم ها می توانند انجام دهند. زیرا مردها معتقدند كه همه تلاششان را برای بهبود زندگی شان انجام می دهند اما وقتی همسرشان آنها را با دیگری مقایسه می کند، احساس می كنند موجودیت فعالیت ها و فداكاری هایشان زیر سوال رفته است. به همین دلیل گاه عكس العمل های بدی چون زیر سوال بردن همسرشان را در پی می گیرند.

یادمان باشد همیشه و از همان ابتدا (دوران عقد) سعی كنیم حس مقبولیت همسرمان را بر انگیزیم.

۳٫تعریف و تمجید كردن: به جای مقایسه شوهرتان با دیگران و به رخ كشیدن اشتباهاتش، ‌سعی كنید مدام از خوبی های وی و كارهای درستش (هرچند اگر كم هستند) تعریف و تمجید كنید.

تعریف از خوبی های مردان یعنی پررنگ كردن آن خوبی برای مرد و تكرار مداوم آن و حتی ترغیب وی به انجام كارهای خوب و درست بیشتر

نياز هر مرد به تشويق هاي همسرش

نياز مرد است که احساس کند قوي و قدرتمند است. او مي خواهد حامي زنش باشد. مرد مي خواهد که دد و ديو را بکشد و زن را نجات بدهد.

مرد به اين نياز دارد که زنش نشان دهد به قدرت او براي رسيدن به خواسته هايش در زندگي احتياج دارد. مردها از زنانشان مي خواهند به آنها احساس قدرتمند بودن بدهند. مردها مي خواهند رئيس خانواده باشند. منظورم آن نوع رياست مردان در دوران غارنشيني نيست که موي زنان را مي گرفتند و آنان را با خود روي زمين مي کشيدند، اما مرد احتياج دارد که رهبر خانواده باشد.

يک مرد از زنش احترام، مهرباني، عشق و محبت مي خواهد.

مرد مي خواهد در نظر زنش مهمترين شخص مورد علاقه او باشد

زنان احساس خود را فریاد می زنند. ومردان در سكوت عشق می ورزند. بنا براین سكوت مردان را حمل به بی محلی آنها ندانید و سعی كنید به او بفهمانید كه باید دوست داشتن را همیشه بر زبان آورد.از طرف دیگر سعی نكنید همه افكار خود را بر زبان جاری كنید چرا كه حرف های بی مورد و صحبت كردن پیرامون افكار درونی مردان را خسته می كند.پس سعی كنید برای ابراز احساسات او را به حرف آورید اما خود تان به اندازه نیاز صحبت كنید.

مردان همین كه در دل، به زن مورد علاقه خود مهر می ورزند تصور می كنند،این مقدار عشق و محبت درونی برای یك زن كافی است.در حال كه زنان دوست دارند، مردان، عشق و محبت را پیوسته بر زبان جاری كنند.

مردان دوست دارند زنان هنگام صحبت سراغ اصل مطلب بروند و صحبتهای بیهوده نكنند. اما زنان دوست دارد برای تعریف كردن هر موضوعی به جزئیات بپردازند.هرگاه برای مرد مورد علاقه خود موضوعی را بیان می كنید،تصور نكنید با یك زن روبرو هستید كه از شنیدن جزئیات موضوع لذت می برد،بلكه مرد دوست دارد هر چه زوتر از صحبت شما نتیجه گیری كند.پس سعی نكنید مسائل جزئی و پیش پا افتاده را بی جهت برای او كش دار كنید زیرا نتیجه عكس برای شما دارد و خیلی زود خسته و مكدر می شود.

هیچگاه مردان نمی توانند مانند زنان به جزئیات امور،آگاهی یابند. بنابراین به هنگام تغییراتی مانند آرایش و غیره بی توجهی مرد را دلیل بی محبتی او ندانید.از سویی برای زنان خیلی مهم است كه بدانند مرد مورد علاقشان آنقدر به وجود او بها می دهد كه به كمترین تغییرات هم توجه نشان می دهد.مردان باید برای خرسند نمودن زنان، تا حدی بتوانید تغییراتی را كه زنان برای جلب توجه مردان اعمال می كنند دریابند و مقداری در مورد آن تحسین و تمجید نمایند.

زنان برای تحریك احساسات مرد از روش های مختلفی استفاده می كنند،گاهی از راه گله و شكایت،گاهی با قهر و دعوی ،یا از راه سكوت، اما مردان با هیچ یك از این راهها آشنا نیستند و این رفتار شما را به گونه ای دیگر تعبیر می كنند كه بیشتر خلاف منظور شما است. مثلاً به جای آنكه شما را كانون احساس ومحبت بدانند شما را نق نقو و پر توقع فرض می كنند.پس بهتر است همیشه به جای استفاده ابزاری از لغات و حركات خود، مستقیماً، برای او تشریح كنید كه مدتی است شما را فراموش كرده و اكنون به محبت و توجه او نیاز دارید.

مردان چون به راحتی زنان نمی توانند احساسات خود را بروز دهند خیلی موارد رفتار درونی خود را با عصبانیت نشان می دهند. خیلی مواقع خودشان هم دلیل رفتارشان را نمی دانند.گاهی تصور می كنید عصبانیت مرد نشان دهنده ناراحتی او از شما یا نشانه دلزدگی اوست،اما ساختار تكاملی مردان به گونه ای است كه،هنگامی كه ترسیده اند یا نگران هستند یا احساس گناه می كنند عصبانی به نظر می رسند.به این خاطر وقتی شما برای جلب توجه او گله و گله گذاری را آغاز می كنید،او خود را مقصر فلمداد می كند ووقتی خود را گناهكار دید عصبانی می شود.

مردان چون همیشه به راه حل فكر می كنند همین كه ناآرامی زن را مشاهده كردند،به فكر راه حل می افتند.در حالی كه همه این در هم ریختگی های زن، ریشه در دریافت نكردن احساس و توجه مرد دارد،و مردان چون به این مطلب واقف نیستند راه حل ارائه می دهند و زنان چون نمی دانند مردان به اصل موضوع پی نبرده اند، عصبانی می شوند.

نگرانی و ترس مرد رگ عصبانیت او را به جوش می آورد و از اینجا بگو مگو ها و جر و بحث ها آغاز می شود درحالی كه مرد می توانست با بوسیدن و در آغوش كشیدن زن، كانون احساس او را سیراب كند.

زنان به راحتی قادرند احساسات و عواطف خود را تغییر دهند.مثلا پس از آنكه عصبانی شدند همه چیز را فراموش كنند و به ابراز احساسات مشغول شوند اما مردان چون این توانایی را ندارند،واكنش های منفی مانند عصبانیت قهر كردن و…شما را ابدی تصور می كنند به این لحاظ به راحتی شما نمی توانند به محیط تبادل احساسات باز گردند.